سپهر شعر

تعرفه تبلیغات در سایت

آرشیو مطالب

امکانات وب

يلداي تلخ با تو نبودن رسيده است

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد.

يعني؟؟؟؟

به من رحم كن

Allahim oradasin biliyorum, beni o kadar kara kaderli yaratmamışsın inşallah!😭😭😭

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ساعت 0:48 توسط زحل احد| |

نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:30
 

 
هرکجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره - فکر - هوا - عشق
زمین مال من است ،
چه اهمیت دارد
گــــاه اگــــــر
می‌رویند قارچ‌های غربت ...!! 
نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 11:50

شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد . . شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقینبا خودم می گفتم : زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست زندگی، آبتنی کردن در این رود است وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ هیچ !!! زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می ماند زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تن
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 11:50

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :